0 users liked this, Sign In to like this
0
Sign In to save it to your Collection
0
Sign In to leave comments
46
Total views

Little me's image

2016-11-23T17:00:02.966Z
EP1 یکی از چشماشو آروم باز کرد و دستاشو محکم تر به فرمون قفل کرد... دابین که کم کم داشت عصبی می شد داد کشید:کدوم خری به تو گواهی نامه داده؟ داسوم اخماشو تو هم فرو برد:یااا...من فقط یکم هل شدم... دابین چشماشو گرد کرد:تو به خورد شدن ماشین که یه تیر برق سه متری از وسط دو نصفش کرده می گی هول شدن؟ داسوم خم شد تا از پشت فرمون جلوی ماشینو ببینه...لبشو گزید وآروم سرجاش نشست و به رو به روش خیره شد... دابین که از کاراش سر در نمی اورد لبخند تلخی زد:مشکلی نیست... فک کنم بشه درستش کرد... طولی نکشید که داسوم بدون معطلی جیغ بلندی کشید:بابام منو می کشه دابین از ترس سه متر پرید...چشماشو گشاد تر کرد و از ماشین پیاده شد... داسوم هم اشکاشو پاک کرد و پیاده شد... دابین با دیدن داسوم اخم کرد:کجا؟؟؟ داسوم لبخند زد:من پیشت باشم در امان تری... دابین سرشو تکون داد و به رفتنش ادامه داد...داسوم داد زد:صبر کن ماشینو قفل کنم... دابین زیر لب گفت:شیرین عقل... .................................. به ساعتش خیره شد:اگه دیر برسم می کشمت... داسوم اخم کرد:خیلی هم بد نیست...بیشتر مراقبتم... دابین سرشو تکون داد و سرعتشو بیشتر کرد...داسوم دنبالش دوید... خیلی طول نکشید که دابین توقف کرد...داسوم که اصلا حواسش نبود محکم به دابین خورد و بدون اینکه به روی خودش بیاره سر جاش وایستاد و عینکشو بالا اورد.... دابین چشماشو ریز کرد تا بهتر ببینه... داسوم چشمای دابینو دنبال کرد...دابین آب دهنشو قورت داد:اونا کای و ته مین نیستند؟؟ داسوم نفسشو بیرون داد: فک کنم... دابین و داسوم به هم نگاه کردند... _____________________________ چانیول سرشو چرخوند:هی دی او...کایو ندیدی... دی او دهنشو کج کرد و رو مبل ولو شد:با ته مینه... چانیول اخم کرد:کجان؟ بکهیون لبخند تمسخرآمیزی زد و رو دسته صندلی نشست:تو حیاط دارن لاو می ترکونن... ________________ نفسشو بیرون داد و کایو سمت دیوار هل داد... کای خودشو به دیوار چسبوند و نیشخند زد...ته مین لبهاشو با زبونش خیس کرد و جلو تر اومد...صورت کایو بین دو دستاش قرار داد و سرشو جلوتر اورد... کای موهای تو صورت ته مین و کنار زد و بدون معطلی لب هاشو به لب های ته مین فشرد... _______________________________ داسوم با دیدن دابین که محو صحنه رو به روش شده بود ابروهاشو بالا داد و دستشو رو چشمای دابین گذاشت... دابین کلافه وار دست داسوم و هل داد و بهش چشم غره رفت... داسوم دستاشو تو جیبش گذاشت:بریم روشون؟ دابین که از حرف داسوم تعجب کرده بود بهش نگاه کرد... داسوم که متوجه سوتی بزرگش شده بود دهنشو کج کرد:منظورم اینه که یه کاری کنیم بفهمن دیدیمشون... دابین شونه هاشو بالا داد:کاملا متوجهم... طولی نکشید که متوجه سرفه مصنوعی کسی پشت سرشون شدن:اینجا چه خبره؟ داسوم و دابین به پشت سرشون نگاه کردند... جیمین گلوشو صاف کرد:خانم ها اینجا چی می خواستن؟ داسوم آب دهنشو قورت داد...لبخند مصنوعی زد:ما؟...اممم... بعد آروم به دست دابن زد...دابین سرشو تکون داد و با خونسردی آدرس تو دستشو به جیمین نشون داد...دهنشو کج کرد و به ساختمون رو به روش نگاه کرد:من باید اینجا فیلم بازی کنم؟ جیمین به کاغذ رو به روش نگاه کرد...شونه هاشو بالا انداخت و رو به دخترا شد:دنبالم بیاید...

Download The Free App

Download PicsArt app for free

Share